تبليغاتX
گیلانک
شعر میلادبا سعادت امام رضا دوشنبه چهارم آبان 1388 12:12

 

.:: شعر میلاد امام رضا ::.

غرق عشق و شور و مستی بی مثال
غوطه ور در عالم فکر و خیال
 
 
پر کشیدم از زمین و از زمان
یافتم خود در مکانی لا مکان
 
 
آدم و حوا و هرچه زاده اند
گوییا در این زمین استاده اند
 
 
هر کسی در دست خود یک نامه داشت
نامه را در نزد حاکم میگذاشت
 
 
بعد از آن باری تعالی مینوشت
بنده اش اهل جهنم یا بهشت
 
 
رفت و رفت و نوبتش بر من رسید
نامه ام بگرفت و اعمالم چو دید
 
 
با غضب افکند سوی من نگاه
گفت چیزی تو نداری جز گناه
 
 
چشم تا به جهنم دوختم
از نهیب شعله هایش سوختم
 
 
ناگهان زیبا رخی از ره رسید
حال زارم تا که دید آهی کشید
 
 
بعد از آن یار و آن دلدار گفت
رو به حق بنمود و با دادار گفت
 
 
پور موسی (ع) با تو صحبت میکند
ضامن آهو شفاعت می کند
 
 
گر چه او با نامه بد آمده
چند روزی را به مشهد آمده
 
 
آمده صد بار بر من رو زده
صحن و ایوان مرا جارو زده
 
 
گر چه او هم آبرویم برده است
آب سقا خانه ام را خورده است
 
 
خوب میدانم که خوش کردار نیست
لیک دیدم بهر زهرا می گریست
 

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

شعر گیلکی از شیون فومنی سه شنبه چهاردهم مهر 1388 17:45

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  گیلان  اوی گیلان

کو ستاره فان درم تي چومانه سويانده ؟
کوزيمينا سربنم عطرتي زانويانده ؟


مي پاتان آپيله سوغات مي پابراندگي
کویتا کوچا دوارم می کوچیکی بویا نده

بائيد آي دس براران ئيپچه مي لبلا بيگيرد
هه چينه ي کول ده بدا مي شانه ، چانچويانده

ولانيد جغدازنم پسکلا پوشان بموجم
بدامي خونا بجار ، آنقده زالويانده

کوي دانه آينه ر مي ديل سفره واکونم
خورا زرخا نكونه توشكه خو ابرويانده

می چومان تیرپیری شه خورشید سورما چی وابو
بدا دونيا واويلان مي چشم کم سويانده

گيلان – اوي گيلان ! مي دردا نتانه چاره کودن
اگه دس نخسه حکيم تي گيله دارويا نده

شعر توم بجارا واش پوراکونه تاچکره
اگه قوت تي پلا «شيون»بازو يانده




برگردان فارسي

به کدام ستاره نظر اندازم که برق چشمان ترا نداشته باشد ؟
سر بر دامن کدامين زمين بگذارم که عطر زانوي تو از آن برنخيزد . ؟

آبله کف پايم سوغات ايام پا برهنگي من است . از کدامين کوچه بگذرم که بوي کودکيم را ندهد؟

بياييد اي دوستان دوران همبازي من ! کمي هم ناز مرا بکشيد ، نگذاريد شانه ام به چانچو (چوبي که بر دوش مي گذارند و دوزنبيل از دو سر آن مي آويزند تا باري را به سامان برسانند کولي رايگان بدهد!

نگذاريد من غمگنانه ، پس پشت خاطرها پرسه بزنم
نگذارید خونم را شاليزار به زالو بخوراند .

براي کدامين آينه ، سفره دلم را بگشايم که شادي را از او نگيرم و گره بر ابروانش نيندازم ؟


چشمانم سياهي مي رود پس سرمه خورشيد چه شده است ؟
نگذاريد دنيا براي چشمان کم سوي من پشت چشم نازک کند .

گيلان – آهاي گيلان ! دردم را نمي تواند چاره بکند حکيمي
که از داروهاي محلي تو دست نويس نسخه نداشته باشد .

علفهای هرز تا بالای قوزک پای شالیزار جوان شعر خواهد رسید
اگر برنج تو به بازوي شيون توانايي ندهد .

 

روحش شاد

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

فلسفه عيد فطر )عيد برهمگان مبارك) دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 13:6

 پیشا پیش عید فطر بر همه مسلمانان مبارک باد

 

 فلسفه عيد فطر

ماه رمضان ماه ضيافت الله است و بعد از اتمام آن روز اول شوال روز عيد فطر است . اما فلسفه عيد فطر به جهت کسب فضائل و پاداش است که مومنان در اين ماه به جهت طاعت و عبادت کسب کردند آنها يک ماه، مهمان سفره کرم الهي بودند و حالا نتيجه اين مهماني را درک مي کنند لذا اين روز، روز عيد و سرور است اما براي کساني که توانسته­اند از فيوضات اين ماه بهره مند شود و در تکامل روحي خويش گام هايي برداشته­اند ولي از دست دادن ضيافت الهي واقعا" ناراحتي دارد لذا در روايات وارد شده که از ماه رمضان در روزهاي آخر آن ، وداع کنيد و توفيق درک روزه سال بعد را از خداوند بخواهيد. براي نمونه حديثي نقل مي کنيم که مرحوم حر آملي در وسائل الشيعه در باب وداع صوم آورده است: رسول الله به جابر در وداع از رمضان اين دعا را تعليم دادند: «اللهم لاتجعله آخر العهد من صيامي ايا فان جعلته فاجعلني مرحوما" ولاتجعلني محروما"؛ خدايا اين ماه را آخرين ماه رمضان من قرار مده و اگر آخرين ماه من است پس مرا ببخش و مرا از رحمت خويش محروم مگردان».

 

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

امام حسن (ع) اولين فرزند خانواده بود که در 15 رمضان سال سوم هجري قمري (مطابق 12 اسفند سال سوم هجري شمسي) متولد شد. رسول خدا (ص) برايش گوسفندي عقيقه کرد و به قابله نيز يک ران گوسفند و يک دينار طلا بخشيد سپس موي سر او را تراشيد و فرمود که هم وزن آن نقره صدقهبدهند.  او دوران کودکي را در دامن پيامبر (ص)، علي وفاطمه (ع) پرورش يافت و تربيت شد. در دوران امامت علي (ع) به فرمان پدر درجبهه‏هاي جهاد و از جمله در نبرد جمل و صفين و نهروان شرکت جست. پس ازشهادت پدر، امامت و خلافت به او منتقل گرديد، اما جنگ افروزيها وفتنه‏گريهاي معاويه از يکسو و عدم آمادگي مردم زمانه براي جانفشاني در راهمکتب از سوي ديگر مانع ادامه حکومت عادلانه او بود و از اين رو براي حفظ اسلام به آتش بسي قهرمانانه تن درداد که با مظلوميتي غير قابل وصف همراه بود و عاقبت در سال 49 هجري به شهادت رسيد.

 

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

ماه رمضان،ماه مهماني خدا مبارك شنبه هفتم شهریور 1388 15:22
نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

میلاد مبارک سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 9:10
نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

بهار زیبا" مزرعه برنج در شهر اطاقور چهارشنبه ششم خرداد 1388 17:59
نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |